Spartacus: Blood and Sand
داستان:
سریال “اسپارتاکوس: خون و شن” محصول سال ۲۰۱۰ و شبکه “Starz” می باشد. “اسپارتاکوس ” جنگجویی از نسل “تریشن ” هاست که با “رومن”ها برای از بین بردن “بربر” های متخاصم برای دفاع از روستاهای خود پیوند دوستی می بندند. فرمانده لشکر “رومن” ها “کلادیوس گلیبر” به دلیل جاه طلبی به جای مقابله با “بربر” ها تصمیم به مقابله با “میتراییان ” می گیرد. “تریشن” ها از این تصمیم مخالفت و سرپیچی می کنند و “اسپارتاکوس” به تنهایی به روستای خود برای نجات همسر زیبایش حرکت می کند. لشکریان “رم” او و همسرش را دستگیر می کنند ، زنش را به بردگی می فرستند و خود او را با بقیه”تریشن” ها برای اعدام به مراسم مبارزات گلادیاتورها در “کاپوا” منتقل می کنند.
نقد:
سریال بیشتر از هر چیز بر دو محور استوار است ، خون و S*X ، اگر از صحنه های منطبق با “سی جی ای” در فیلم ۳۰۰ لذت می بردید ، احتمالا از صحنه های مبارزات تن به تن در این سریال نیز لذت خواهید برد، فیلم برداری در محیط استودیویی ، بگ گراند های کامپیوتری ، صحنه های جذاب شمیر بازی ، و نقطه جذاب تر آن، قطع شدن دست و پاها، جدا شدن سر ها از سینه و فوران سیلاب خون آن هم با حرکت آهسته و گاهی مکس کامل (سکانسهای ماتریکسی). سریال نه تنها در نشان دادن خشونت ابایی ندارد بلکه در تصویر کردن صحنه های نزدیکی و بر/حن#گی نیز اغراق می کند. حضور “لوسی لالس” هنرپیشه سریال “زینا” در این سریال قابل توجه است، البته شاید موهای قرمز و گذر سالیان زیاد تشخیص چهره او را کمی مشکل کند . در کل، داستان سریال چندان تازگی ندارد، دیالوگها گاهی بسیار سطحی هستند (در مقایسه با دیالوگهای بی نظیر سریال”رم”) . بازی ها چندان چنگی به دل نمی زنند . شاید سازندگان سریال هم می دانستند که بدون دو محور اخیر که ذکر شد ، چیز زیادی برای رو کردن ندارند. با این حال این سریال با تکیه بر همین دو محور ، بینندگان زیادی را به خود جذب کرده، کسانی که فیلم ۳۰۰ را دوست داشتند حالا با یک سریال مواجه اند که صحنه های به مراتب خشونت بار تر و پر خون تر را به نمایش گذاشته است.
سریال “اسپارتاکوس: خون و شن” محصول سال ۲۰۱۰ و شبکه “Starz” می باشد. “اسپارتاکوس ” جنگجویی از نسل “تریشن ” هاست که با “رومن”ها برای از بین بردن “بربر” های متخاصم برای دفاع از روستاهای خود پیوند دوستی می بندند. فرمانده لشکر “رومن” ها “کلادیوس گلیبر” به دلیل جاه طلبی به جای مقابله با “بربر” ها تصمیم به مقابله با “میتراییان ” می گیرد. “تریشن” ها از این تصمیم مخالفت و سرپیچی می کنند و “اسپارتاکوس” به تنهایی به روستای خود برای نجات همسر زیبایش حرکت می کند. لشکریان “رم” او و همسرش را دستگیر می کنند ، زنش را به بردگی می فرستند و خود او را با بقیه”تریشن” ها برای اعدام به مراسم مبارزات گلادیاتورها در “کاپوا” منتقل می کنند.
نقد:
سریال بیشتر از هر چیز بر دو محور استوار است ، خون و S*X ، اگر از صحنه های منطبق با “سی جی ای” در فیلم ۳۰۰ لذت می بردید ، احتمالا از صحنه های مبارزات تن به تن در این سریال نیز لذت خواهید برد، فیلم برداری در محیط استودیویی ، بگ گراند های کامپیوتری ، صحنه های جذاب شمیر بازی ، و نقطه جذاب تر آن، قطع شدن دست و پاها، جدا شدن سر ها از سینه و فوران سیلاب خون آن هم با حرکت آهسته و گاهی مکس کامل (سکانسهای ماتریکسی). سریال نه تنها در نشان دادن خشونت ابایی ندارد بلکه در تصویر کردن صحنه های نزدیکی و بر/حن#گی نیز اغراق می کند. حضور “لوسی لالس” هنرپیشه سریال “زینا” در این سریال قابل توجه است، البته شاید موهای قرمز و گذر سالیان زیاد تشخیص چهره او را کمی مشکل کند . در کل، داستان سریال چندان تازگی ندارد، دیالوگها گاهی بسیار سطحی هستند (در مقایسه با دیالوگهای بی نظیر سریال”رم”) . بازی ها چندان چنگی به دل نمی زنند . شاید سازندگان سریال هم می دانستند که بدون دو محور اخیر که ذکر شد ، چیز زیادی برای رو کردن ندارند. با این حال این سریال با تکیه بر همین دو محور ، بینندگان زیادی را به خود جذب کرده، کسانی که فیلم ۳۰۰ را دوست داشتند حالا با یک سریال مواجه اند که صحنه های به مراتب خشونت بار تر و پر خون تر را به نمایش گذاشته است.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 14:4 توسط پویا نوری
|